توضیحات

 

 

 

در ایستگاه کوئِنجی، تِنگو قطاری را سوار شد که به سمت چوئو می‌رفت. واگن خالی بود. آن روز هیچ برنامه‌ای نداشت. اینکه به کجا برود و چه‌کاری انجام دهد (یا چه‌کاری انجام ندهد) کاملاً به خودش بستگی داشت. ده صبح یک روز تابستانی خالی از وزش باد بود و خورشید بی‌امان می‌تابید. قطار از شینجوکو، یوتسویا و اوچانومیزو گذشت و به انتهای خط یعنی ایستگاه مرکزی توکیو رسید. همه پیاده شدند و تنگو هم همین‌طور. سپس روی نیمکتی نشست و درباره‌ی اینکه بهتر است کجا برود کمی فکر کرد. به خودش گفت: «هر جا بخوام می‌تونم برم. به نظر می‌رسه که قراره روز داغی بشه. می‌تونم برم ساحل.» سرش را بلند کرد و راهنمای سکو را خواند.
و در آن لحظه تازه متوجه شد که در تمام این مدت چه می‌کرده است. سرش را چند بار تکان داد اما ایده‌ای که به او هجوم آورده بود دست از سرش برنمی‌داشت. احتمالاً همان موقع که در کوئنجی سوار قطار خط چوئو شده بود به‌طور ناخودآگاه تصمیمش را گرفته بود. آهی کشید و از روی نیمکت بلند شد و از یکی از کارمندهای ایستگاه درباره‌ی سریع‌ترین خط منتهی به چیکورا پرسید. مرد صفحات یک کتاب قطور برنامه‌ی قطارها را ورق زد و گفت که باید قطار خط ویژه‌ی ساعت ۱۱:۳۰ به مقصد تامایا را سوار شود و از آن‌جا به بعد با یک خط محلی ادامه دهد و به این ترتیب اندکی دیرتر از ساعت دو به چیکورا خواهد رسید. تنگو یک بلیت دوسره‌ی توکیو-چیکورا خرید. سپس به یکی از رستوران‌های ایستگاه رفت و برنج و کاری و یک سالاد سفارش داد…
.
#داستانهای_کوتاه_ژاپنی

توضیحات تکمیلی

وزن 300 g
عنوان

شهر گربه ها

نویسنده

مترجم

ناشر

تعداد صفحات

184

شابک

978-6007141649

سال انتشار

1400

نوع جلد

شومیز

قطع

رقعی

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.


.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

شما فقط این محصول را به سبد خرید اضافه کرده اید: