توضیحات

 

 


.
پدرش به دار آویخته شده بود. مثل یک کیسه غله به درون آب افتاده بود. ناچار شده بودند او را شبانه روی شانه بگذارند و ببرند، سپس او دهان پر از خاک، خاموش مانده بود – آن‌وقت همه‌چیز آتش گرفته بود. بلوط‌ها، چمنزارها، رودها، علف روی شیب‌ها، زمین بی‌نوا، کلیسا، همه‌چیز. او یازده سال داشت.
از پانزده سالگی انجمنی سری بر ضد اسقف اعظم ماگدبورگ و کلیسای روم ایجاد کرده بود. رساله‌های کله‌مان، شهادت پولیکارپ، قطعه‌های پاپیاس را می‌خواند. به‌اتفاق چند رفیق سرود شگرفی‌های خدا را می‌خواند، با لباس خانه از اردن می‌گذشت، روی زمین با گچ تصویر چرخ فلکی، علامت تجمع، را می‌کشید، آن‌ها هرکدام به نوبت در آن دراز می‌کشیدند و دست‌ها را چلیپاوار روی هم می‌گذاشتند تا آسمان به زمین فرود بیاید و بعد از او جسد پدرش را به‌یاد می‌آورد، و زبان بزرگ او را که گویی کلام واحدی بود که خشک شده باشد. «من غرق در شادی بودم، ولی انسان جز از طریق دردهای شدید و ناامیدی به خدا نمی‌پیوندد.» این چیزی بود که او به آن اعتقاد داشت.
می‌گویند که در استولبرگ شخصی به نام بارتول مونتسر بوده که گویا تاک‌نشان بوده؛ از کسی به نام مونتسر برلد و فردی به نام مونتسر مرت نام برده می‌شود ولی در این‌باره کسی کمترین چیزی نمی‌داند. توماس مونتسر نامی هم بوده کهتی نزاعی در قمارخانه مرده…
.
#داستانهای_فرانسوی

توضیحات تکمیلی

وزن 100 g
عنوان

جنگ تهیدستان

نویسنده

مترجم

ناشر

تعداد صفحات

68

شابک

978-6229829240

سال انتشار

1400

نوع جلد

شومیز

قطع

رقعی

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.


.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

شما فقط این محصول را به سبد خرید اضافه کرده اید: